
ALPA in Exile
ویدا
من یک دختر شانزدهساله افغان هستم که زندگیام با چالشهای زیادی همراه بوده است. از صنف اول تا ششم همیشه نمرههای خوبی میگرفتم، اما هیچوقت برای اولنمره شدن تلاش نمیکردم. بیشتر یک دختر رؤیاپرداز بودم و انگیزه زیادی برای درس خواندن نداشتم.
وقتی طالبان دوباره بر افغانستان مسلط شدند، زندگیام تغییر کرد. خواهرم دیگر اجازه رفتن به مکتب را نداشت، اما من توانستم صنف ششم را به پایان برسانم. بعد از آن، در یک مرکز آموزشی ثبتنام کردم؛ جایی که مسیر زندگیام عوض شد.
در آنجا با دوستی آشنا شدم که یک روز گفت در اولین دیدار فکر میکرده من از آن دخترهایی هستم که تلاش نمیکنند و درس نمیخوانند، اما بعد فهمیده که کاملاً اشتباه کرده است. آن جمله باعث شد ساعتها به خودم فکر کنم و تصمیم بگیرم تواناییهایم را جدی بگیرم.
از آن زمان، با علاقه درس خواندم، در فعالیتهای گروهی شرکت کردم، نقش اصلی یک ویدئو درباره دختران افغانستان را بازی کردم و اعتمادبهنفسم بیشتر شد.
سال بعد، در یک دوره بورسیه شرکت کردم و آن را موفقانه تمام کردم. سال بعد از آن، در یک مرکز آموزشی دیگر، استادها مرا بهعنوان یکی از شاگردان برتر معرفی کردند. در امتحان «تاپ تن» نمره کامل گرفتم و همراه دیگر شاگردان برتر برای جشن موفقیت دعوت شدم.
شنیدن جمله «تو مایه افتخار ما هستی» یکی از بهیادماندنیترین لحظههای زندگیام بود.
امروز باور دارم که گاهی یک جمله صادقانه میتواند مسیر زندگی یک انسان را تغییر دهد. آن تجربه به من آموخت که بزرگترین محدودیت، باور نکردن تواناییهای خودمان است.
اکنون با امید، اعتمادبهنفس و انگیزه، برای ساختن آیندهای بهتر تلاش میکنم.
و خیلی خوشحال شدم که توانستم خودم را به خودم ثابت کنم.
Afghanistan